Skip Navigation Links

تن پوش ها

1/1-3-1 پیراهن

2/1-3-1 دامن

3/1-3-1 شلوار

4/1-3-1 کت

5/1-3-1 کمربند

6/1-3-1 نیم تنه ( جلیقه- جلزقه)

 

1/1-3-1 پیراهن ها


الف) پیراهن رو ----->     کِراس
پِرهَن ( کوتاه بلند)


ب) پیراهن زیر ----->      نیم تنه
سُدَره زیرپوش


 

2/1-3-1 دامن

الف) دامن ( کوتاه یا بلند)

ب) شلیته ( کوتاه یا بلند) (šalitte)

ج) شِلوار (šalvâr)

چ) زیردامنی

شلیته: به شلواری بلند( تا مچ پا) و پرچین و گشاد گفته می­شد. به این پوشاک که گاه تا مچ را می­پوشاند
(شِلوار) هم می گفتند زیر شلیته( شَلوار) یا تنبان نمی پوشیدند[1].

شَلوار: شلوار به شلیته ای کوتاه( تا بالای زانو و چین دار( مانند پلیسه) گفته می شد که آن را روی تَامُا تَنگ می پوشیدند و پیراهن را روی آن می انداختند و آن را از پارچه­های نازک و الوان وگاه قیمتی تهیه می­کردند شلوار را بیشتر دختران و زنان جوان و طبقات متعّین بویژه در جشن ها و مهمانی ها می پوشیدند « شلوار» هنگام رقص مثل چتری باز می شد و جلوه ای خاص را داشت[2]).


 

 

3/1-3-1 شلوار( تنبان) زنانه ومردانه

الف) شلوار مردان کرد کردستان (موصوف) و کرمانشاه ( زن و مرد)

ب) شلوار تربت جامی( زن و مرد)

ج) شلوار زرتشتی ( زن)

چ) شلوار بلوچی( زن و مرد )

ح) شلوار مردان اصفهان

خ) شلوار عشایر بختیاری

د) شلوار گیلان و مازندران( زن و مرد)

 

 


 

4/1-3-1 کت

آرخالیق ( آرخالق)

جُبه

لباده( مردان قشقایی)

یَل ( کت )

قبا ( عبا) ( زنانه و مردانه)

سرداری( کت بلند مخمل لرستان)

شولای( لرستان) مخصوص چوپانان

کپَنَگ ( چوپانان)

پوستین( کرد قوچان)

سَتَک ( کردستان)

سُتره ( لُر)

کُلجه ( کُلَنجَه)

پوستین چه ( بدون آستین)

چوقه ( چوقا)

دون Don درگز به قبا یا جُبه می گویند ولی ترکهای آذری به پیراهن زنانه دُن می گویند[3] .


 

5/1- 3-1 کمربند

شال کمر زنان کرمانشاه

شال کمر زنان لر

شال کمر  زنان شمال ایران( گیلان و مازندران) موسوم به چادر کمر

شال کمر زنان و مردان کرد کردستان

شال کمر مردان آذربایجان غربی

کمربند نقره ای زنان ارامنه

کمربند چرمی و طلایی

درعصر اشغال اعراب, چه در ایران و چه در آسیای مرکزی دیهگانان ( دهقانان) طبقه برتر به حساب می آمدند. این کلمه در آن زمان بیانگر خرده مالکان نبود بلکه بیانگر اثرات زمین دار بود- قدرت اشراف زمین دار در دوره مشخصی از حیات فرهنگی در تمام آریاییان و بسیاری از غیر آریاییان یافت می شود. در نزد ایرانیان و اقوامی که تحت تاثیر فرهنگ ایرانی بودند. دیهگانان ماورالنهر از نظر لباس با سایر کرده های مردم فرق داشتند. یکی از نشانه های دارایی دیهگانان, کمربند طلایی بود که خنجرهایی به آن آویخته می­شد-دیهگانان نظیر شوالیه های اروپایی قرون وسطی در قصرهایی مستحکم زندگی می کردند[4].

حمایل (پارچه ای) یا چرمی

تا سال1300 شمسی لباس مردان ایلات و طوایف درگز در اثر مجاورت و رفت و آمد با مردم شهرهای بخارا- اشک آباد و خیده مثل لباس ازبک و ترکمن ( معروف به بخارایی) بود و عبارت بود از جلیقه یقه بسته جبه بلند که آن را به اصطلاح محلی دُن Don می گفتند روی آن مردم عام شال سفید و سادات شال سبز به کمر می بستند و روی جبه اولی قبای دیگری که قدری بلندتر و گشادتر و بهتر بود می پوشیدند[5].

 

 

 

6/1- 3-1 نیم تنه

جلیقه ( جلزقه)

چوخا: پوشش زمستانی مردان می باشد که از پشم گوسفند و موی بز بصورت یکنواخت برک زبر و ضخیم می بافند و به دوش می اندازند

وازکَت وَشکَت (Vaskat)

یل (Yal) یا کلجه (Koulage) را روی پیراهن پارچه ای ساده و یا گلدار می پوشیدند.

جلیقه یقه بسته

روپوش rupuš : پارچه ای نسبتا ضخیم که مانند « شنل» یا « بالاپوش»  بر سر و تن کودک می اندازند تا او از سرما محفوظ باشد[6].

کُردی [ ن] Kordi(n) ( کُرته / قُرطه):

«کردی (ن) تلفظ گویشی واژه « کُرته» فارسی است و آن نوعی نیم تنه نازک زینتی بود که از پارچه های فاخر دوخته می شد وآن را روی پیراهن می پوشیدند این نیم تنه نازک آستینهای بلند با سر آستینهای نوک تیز داشت که از روی مچ آن تا می زدند و به جای دکمه « گوی انگله» هایی داشت که در صورت لزوم آنها را می بستند. این واژه را که معرب آن « قُرطه» و « قُرطق» است فرهنگ نامه ها به معنی پیراهن ضبط کرده اند[7].



[1] - بیرجند نامه، ص430

[2] - همان منبع

[3] - پانویس ص126- سرزمین و مردم درگز

[4] - ص 18 تاجیکان... .

[5] - ص 126 – سرزمین و مردم درگز

[6] - رضائی، جمال- بیرجند نامه( به ا هتمام محمود رفیعی) چاپ اول 1381 – شمارگان 2000 نسخه انتشارات هیرمند ص 431

[7] - همان منبع 



2 اردیبهشت 1392