Skip Navigation Links

سرمه دوزی (ملیله دوزی)

 ملیله دوزی یا سرمه دوزی چیست؟

ملیله دوزی یا سرمه دوزی نوعی دوخت تزیینی است؛ که قدمت آن به 2500 تا 3000 سال پیش می رسد. در گذشته این دوخت برای تزیین لباس، پرده های مجلل تالارها، سرآستین ها، یقه، حاشیه لباس، روسری، جلیقه، رو تختخوابی و ... مورد استفاده قرار می گرفته است. امروزه این دوخت تزیینی زیبا و ارزشمند کاربر بیشتری پیدا کرده است و برای جهزیه عروس، بقچه، سجاده، جانماز، سفره عقد، جلد قرآن، تابلو و تزئینات لباس عروس و ... به کار گرفته می شود. این هنر اصیل و زیبا در ابتدای ظهور، تمام موادش دست ساز و از جنس طلا و نقره بوده است اما در طول زمان به دلیل گران بودن این مواد از همانندهای آنها استفاده می شود.

برای کار برروی ترمه یا مخمل، بوجود آوردن شرایطی الزامی است؛ از جمله این شرایط، لایه زنی و طرح اندازی و آماده سازی پارچه است. در صورتی که این شرایط با حساسیت و توجه خاص صورت پذیرد، نتیجه کار مطلوب خواهد شد. انتخاب طرح مناسب برای دوخت اهمیت بسزایی دارد، از این رو باید در انتخاب طرح با وسواس و دقت بیشتری عمل شود، منظور از این امر ایجاد محدودیت از نظر انتخاب طرح نیست، بلکه منظور این است که هرچه طرح سنتی تر، اصیل تر و ایرانی تر باشد، در حفظ هنر اصیل و احیای آن بیشتر گام برداشته ایم برای آشنایی بیشتر با این هنر بد نیست در ابتدا به تاریخچه آن بپردازیم.

·       تاریخچه سوزن دوزی و سرمه دوزی

گلد.زی یا سوزن دوزی های سنتی ایران یکی از روش های دیرینه تزیین جامه و بسیاری از منسوجاتی است که به نوعی در زندگی بشر کاربرد داشته و دارد؛ بدین لحاظ از نظر تقسیم بندی هنرها در بخش هنرهای تزیینی و سنتی قرار داده شده است.

این هنر زیبا و اصیل در کشورهای مختلف بر حسب شرایط اقلیمی و تاریخی جایگاه ویژه ای داردو در کشور ما هنرمندان این رشته با ذوق و سلیقه خویش به گونه ای که کاملاً مشهود است، تاریخ را رقم زده اند و در لابلای تارهای ابریشم جلوه های دلنشین عشق را به تصویر کشده اند و با تجلی نمادهای انتزاعی، چه از طبیعت اطراف و جه از سر پندارهای خیال انگیز، رمز و رازی غیرقابل توصیف را بوجود آورده اند که قرن های متمادی این هنر اصیل در گرو قوم ایرانی شهره آفاق بوده است و هم اکنون دست دوخته های ماندگارشان زینت بخش موزه های برزگ جهان شده است.

دست دوخته ها بجز تزیینی و شناسنامه ای، در بعضی اوقات بخاطر عقاید مذهبی بر روی کلاه یا پوشاک جلوه گری کرده است. در قبل از اسلام بجز جنبه تزئینی، جنبه طلسم گونه آن نیز مطرح بوده است و در بیشتر نقاشی ها یا نقش برجسته ها، طرح هایی بر روی لباس ها نقش بسته است که نقشه های آن، دایره هایی به صورت تک تک و یا خطوط منحنی و شکسته که به طور متوالی و پی در پی در حاشیه لباس ها مشاهده می شود.

در بعضی از ساغرهای مفرغی لرستان که به سبک آشوری است، طرح هایی روی پارچه گلدوزی می کرده اند و گاهی در نقش اندازی ها قیطان هایی دیده می شود که ظاهراً کلیله دوزی بوده است.

محقق ایرانی، علی سامی در نشریه بررسی های تاریخی(شماره سوم) نوشته است:

در لولان(منتهی الیه شرق ایران) چند تکه ملیله دوزی و قلاب دوزی پیدا شده است؛ که احتمالا می تواند متعلق به اشکانیان باشد و تعدادی از محققان معتقدند که جامعه زنان ایرانی در دوره اشکانی عبارت بوده است، از پیراهن آستین دار، بلند و پرچین که بر روی این پیراهن بلند، پیراهن دیگری می پوشیدند که بلندی آن نسبت به پیراهن اول کمتر بوده است، در یقه ای باز و آستین گشاد داشته، بستن سربندهای گوناگون و استفاده از کلاهای مخروطی بلند و طبقه طبقه که تور یا چادری از لابلای آن آویخته می شد، بسیار معمول بود. بانوان، پارچه هایی همچون شنل از روی دوش های خود می آویخته اند، که زینت گر آنها انواع دوخت ها بوده است. گاهی از آنها مانند چادر استفاده می کردند و گاهی آنها را به کمر می بستند.

پس از ظهور اسلام در ایران رو دوزی های سنتی ایران به حیات تاثیر پذیر خود همچنان ادامه می دهند و اگر چه تحولی شگرف در نقش های ایرانی پدید می آید، اما خصوصیات ایرانی بودن خویش را از دست نمی دهند و اعتقادات مذهبی هنرمندان در بعضی نقاط و پرهیز از شبیه سازی و همانند پردازی؛ سبک جدیدی از نقش مایه های باستانی را به ارمغان می آورند و این نگرش در مناطق مختلف به گونه ای کاملاً متفاوت از هم جلوه گری می کند. رودوزی ها بیشتر از هرچیز دیگر از اسلام و پذیرش مکتبی که ریشه در عالم معنا دارد و علیه تجمل پرستی و ظلم قد علم می کند تاثیر گرفته اند. زنان هنرمند تحت تاثیر عمیق این مکتب و برای نشان دادن گرایشات فکری خود در دست به ابتکارات قابل توجهی زدند و تحول عظیمی در تزئینات روی پوشاک خود و اعضای خانواده شان بوجود آوردند، زیرا آنها به این امر آگاهی داشتند که پوشاک، پرچم تعلقات خاص و گرایشات فکری هر شخص و قوم است و با علم به این مطلب سعی در نشان دادن آن به بهترین شکل را داشتند.

دوختن کلمات قرآنی به خط کوفی بر روی کلاه جبه، کمربند، بازوبند و ... برای حفاظت از شر شیطان و حوادق بد، یکی از تاثیرات آشکار در این هنر دیرینه است. (منصور، رجال دولتی را وادار ساخت جبه های سیاهی بپوشند که روی آن این آیه نوشته شده بود: فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ، خداوند بزودی ایشان را کفایت می کند که او شنوا و داناست (سوره بقره، آیه 137).

در واقع وضعیت جدید، نقطه آغازی شد برای آمیزش و نقوذ عمیق تری از فرهنگ و هنر اقوام شمال شرق ایران با فرهنگ اسلامی که حاصل آن، بروز تجلیات هنری گوناگون گردید. جریانات سیاسی، اقتصادی و مذهبی در فرهنگ و آداب پوشش ایرانیان تاثیر بسیاری گذاشت و ناگفته نماند که مرغوبیت پارچه های ایرانی و دست دوزی های هنرمندانه ایرانیان، اعراب را سخت تحت تاثیر قرار داده بود. نوشته اند که در قادسیه (چون هر دو لشکر به هم رسیدند و عجم ترتیب آلات و اسلحه عرب را مشاهده کردند، رسولان سعد پیش رستم تردد آغاز نهادند، هریک که به رسالت آمدی رستم را دیدی بر تخت زرین نشته، تاج بر سرو بالش های زربافته نهاده و تمامت لشکر او آراسته به سلاح های نیکو و جامه های با تکلف و پیلان بربار گاه داشته.

تاثیر فرهنگ پوشش ایرانیان، اعراب را مجذوب و شیفته خود ساخته بود و همین امر سبب شد که به تقلید از ایرانیان لباس بپوشند. هر دسته و طبقه ای لباس مخصوص یافت؛ فقیهان، عالمان و فاضلان عمامه سیاه آسترداری سر می گرفتند و جبه سیاه می پوشیدند؛ نخستین کسی که لباس عالمان را به این شکل در آورد، ابو یوسف هرون بود.

وی مقرر داشت قاضیان کلاه سبز بلند سر بگذارند و جبه نازک بپوشند، ولی این شکل لباس با اختلاف زمان و مکان تغییر کرد. رجال دولت برزگان برای بزم و عیش و نوش جامه های مخصوص بر می کردند و آن را جامه بزم (یتاب المنادیه) می خواندند. که از پارچه های رنگین (زرد، سرخ، سبز) شفاف تهیه می شد. لباس منزل (مانند پی جامه) و لباس سفر جداگانه بود. از آنجایی که پوشاک ایرانیان عهد باستان تا آن زمان با ظرافت، زیبایی و تنوع بسیاری دست دوزی می شده، به احتمال قریب به یقین دست دوزی هایی از قبیل گلابتون دوزی، نقده دوزی، قلابدوزی، ملیله دوزی، پولک دوزی، منجوق دوزی، مروارید دوزی و سنگ دوزی(دوخت احجار کریمه)، بسیار مورد توجه اعراب قرار گرفته است.

در متون قدیمی بارها و بارها از زیبایی لباس های ایرانیان یاد شده است تا آنجایی که هر کس تعداد جامعه های موجود در صندوقش بیشتر می بود، به شان و اعتبارش بیشتر افزوده می شد. چه بسا که بخاطر یک بیت مدح، ساز و جامه بنده و ملک به گویندگان فرومیاه و گداچشم، بخشیده اند.

هادی خلیفه به یکی از چاکران خود چهار صد اشتر بار کرده به زر و جامه؛ رشید بیک به شعرا صد جامه از جامه های خاص خود را عطا می کرد.

جامه به عنوان بهترین و با ارزش ترین هدیه یا دستمزد، جانشین کیسه های زر می شود، این امر نه تنها به خاطر مرغوبیت منسوجات ایرانی بلکه حاکی از دست دوزی های ظریف و خیره کننده و متنوع آن دوران بوده است و ارج و قیمتی که از نظر حاکمان جدید ایرانی دور نمانده است. در این دوران که آغاز فرهنگ اسلامی در ایران می باشد، نساجی هنوز ادامه شیوه های عهد ساسانی است و بافته های پشمی و کتان و ابریشمی با نقش مایه های همان دوران به حیات خویش ادامه می دهد، ایلخانیان و تیموریان بر خلاف دوره قبل که همگی از شیوه های عهد ساسانی پیروی می کردند در صنعت نساجی دگرگونی کاملی بوجود آوردند و ابریشم دوزی، زری دوزی، پولک دوزی، ملیله دوزی، گلابتون دوزی و ... بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت با ورود فرهنگ و هنر چینی بوسیله مغول، نقش هایی از گیاهان و گل ها متاثر از هنر چینی تبلور می یابد. اگرجه اثری سوزی دوزی متعلق به این دوره باقی نمانده، اما (فیلیس اگرمان از روی مینیاتورهای آن دوره، سوزن دوزی ها و گلدوزی های آن زمان را بخوبی توصیف کرده است.) در این زمان هنرمندان مبتکر از طرح های محرابی، نقوش هندسی و لچک ترنجی برای تزیین پرده ها، لباس ها، چادرها و ... استفاده می کردند.

شاردن در سیاحت نامه خود راجع به ایران دوره صفوی چنین می نویسد:

 

(ظرافت گلدوزی های ایرانی برتر از گلدوزی های اروپایی و ترکی است و بسیار قابل ستایش است. در عصر صفوی انواع رودوزی ها به سرعت پیشرفت کرد تا حدی که باعث قطع نفوذ هنر چینی شد و رقیب بلامنازعی برای تولیدات خود چینی ها به حساب آمد.)

 

·        سرمه دوزی مشهد

·        سرمه دوزی اصفهان

·        سرمه دوزی کاشان

·        سرمه دوزی یزد

·        سرمه دوزی قزوین

·        سرمه دوزی تهران

 

1-2-1 اصفهان- سرمه دوزی

2-2-1 یزد

 

 

3-2-1 مشهد

4-2-1 تهران

5-2-1 مازندران

 6-2-1 کاشان

7-2-1 شهرکرد

8-2-1 قم

 

 

 



6 اردیبهشت